بررسی ابعاد «شخصیت و ایمان ابوطالب (ع)» در گفتگو با دکتر رفیعی

03 اردیبهشت 1396

سایت سخن تاریخ، به مناسبت سالروز وفات حضرت ابوطالب (ع)، مصاحبه‌ای را با حجت‌الاسلام‌والمسلمین دکتر ناصر رفیعی رییس مدرسه عالی تاریخ و ادیان مجتمع آموزش عالی امام خمینی (ره) ترتیب داده‌ است که از نظر خوانندگان گرامی می‌گذرد:

اگر صحبت ابتدایی دارید بفرمایید:

از دست‌اندرکاران سایت وزین سخن تاریخ تشکر می‌کنم از این‌که به شخصیت‌های گمنام تاریخ اهمیت می‌دهند؛ بزرگوارانی همچون حضرت خدیجه (س)، حضرت حمزه (ع)، حضرت ابوطالب (ع)، فاطمه بنت اسد (ع) و مادران ائمه (ع).

راجع به امام علی (ع) یا رسول خدا (ص) ده‌ها مقاله و کتاب پیدا می‌کنید و یا جلسات علمی برگزار می‌شود ولی از این شخصیت‌ها کمتر نام برده می‌شود.

در ابتدا یک بیوگرافی از حضرت ابوطالب (ع) ارائه می‌کنم. نام ایشان عمران یا عبدمناف است. تولد ایشان 35 سال قبل از میلاد رسول خدا (ص) است و وفاتشان در سن حدود 85 سالگی بوده است. تاریخ وفات دقیقاً معلوم نیست. 26 رجب نقل شده است که تقویم‌ها نقل کرده‌اند و اقل آن این است که مناسبت خوبی است. ماه شوال و ذی‌قعده نیز نقل شده است. اتفاقاً ایشان نیز مانند فرزندشان امام علی (ع)، نام مادرشان فاطمه است که دختر عمرو بن عائذ است و پدرشان عبدالمطلب است و برادر اباعبدالله پدر رسول خدا (ص) است.

ایشان شش اولاد داشته‌اند که همگی از فاطمه بنت اسد هستند. غالباً گفته‌اند فاصله زمانی اولاد ایشان زیاد بوده است. اولین فرزند ایشان طالب است که زندگی ایشان در تاریخ روشن نیست. به خاطر نام این پسر به ایشان ابوطالب (ع) می‌گفتند. عقیل، جعفر و امام علی (ع) پسران دیگر ایشان هستند و دو دختر بنام‌های ام هانی و اسماء از ایشان در تاریخ ثبت شده است. البته اسماء را نام دیگری گفته‌اند: ریطه.

این شخصیت معروف به «سید البطحاء»، «ساقی الحجیج»، «ابوالساده» و «حافر الزمزم» بوده است. به قول اکثم سیفی که زمان پیامبر (ص) حضور داشته است و شاعر بوده است حکمت و ریاست و حلم در ابوطالب (ع) گرد آمده بود و او جامع این ویژگی‌ها بوده است.

سخاوت ابوطالب (ع) زبانزد خاص و عام بوده است. وقتی اطعام می‌کرد بقیه اطعام نمی‌کردند. ایشان شخصیتی است که در همان مکه پست‌های زیادی داشته است ازجمله مقام رفادت (میزبانی از زائران خانه خدا) و سقایت (آب‌رسانی به زائران) و تعمیر کعبه. یک‌بار در زمان ایشان، کعبه خراب شد و حجر الاسود نصب شد.

سنت‌هایی از زمان ابوطالب (ع) به اسلام وارد شده است که مبدع آن خود ابوطالب (ع) بوده است؛ مثلاً سنت قسامه و یا حرمت شراب یا دوری از بت‌پرستی.

سؤال: می‌دانیم که کسی منکر نقش ایشان در گسترش اسلام نیست ولی اهل تسنن این مسأله را به مسائل قبیلگی و دل‌بستگی ایشان به فرزند برادرشان مرتبط می دانند و شیعه برای گرایش ایشان یک مبنای اعتقادی در نظر می‌گیرد. یکی از هجمه‌هایی که به ابوطالب (ع) صورت می‌گیرد این است که ایشان به پیامبر (ص) ایمان نیاوردند. برخی اهل تسنن استناد می‌کنند که پیامبر (ص) بر پیکر ایشان نماز نخواندند و فرمودند ای‌کاش عمویم ایمان می‌آورد. لطفاً دلایل ایمان ابوطالب (ع) را بفرمایید.

بحث درباره ایمان ابوطالب (ع) در این مصاحبه نمی‌گنجد و باید پایان‌نامه‌هایی در این زمینه نگاشته شود.

سه دیدگاه در این زمینه وجود دارد:

1-   قائلین به ایمان ابوطالب (ع): این‌ها محکم از ایمان ابوطالب (ع) دفاع می‌کنند و شواهد فراوانی بر آن اقامه می‌کنند. در میان دانشمندان اهل سنت نیز افرادی هستند که قائل به ایمان ابوطالب (ع) هستند. زینی دحلان کتابی بنام «اسنی المطالب فی نجاه ابی طالب» دارد و از ایمان او دفاع کرده است.

2-   متوقفین: شخصیتی که به‌صورت حساب‌شده وارد بحث شده ابن ابی الحدید است که در شرح نهج‌البلاغه سکوت کرده است. او ادله ایمان و شواهد عدم ایمان را کنار هم چیده است و قضاوت را به مخاطب واگذار کرده است. او ابتدا به دیدگاه اهل سنت پرداخته است و هفت دلیل را در آنجا آورده است و بعدازآن به دیدگاه شیعه و معتزله پرداخته است و بیست دلیل را بر ایمان ابوطالب (ع) اقامه کرده است؛ مثلاً تقیه و مخفی کردن ایمان، مضمون اشعاری که بر زبان جاری کرده است، مخدوش کردن روایاتی که بی‌ایمان می‌خوانند، محبت پیامبر (ص) به ابی طالب، یاد کردن پیامبر (ص) از او و اعلام رضایت از او، تشبیه او به اصحاب کهف توسط امام صادق (ع)، فرستادن امام علی (ع) و رضایت او به دفاع از پیامبر (ص).

3-   منکرین: سید بن طاووس یک کلام زیبایی دارد. او می‌گوید: مخالفان در اسلام هیچ‌کسی به‌اندازه ابوطالب (ع) ابراز تردید و سخت‌گیری نکرده‌اند. ایشان می‌گوید: این به خاطر بغضی است که نسبت به امام علی (ع) داشته‌اند.

ادله ایمان ابوطالب (ع) را می‌توان به سه بخش تقسیم کرد:

1-   مواضع عملی ابوطالب (ع)

2-   اشعار و گفتارها ابوطالب (ع)

3-   دیدگاه اهل‌بیت

مواضع عملی ابوطالب (ع)

1- پسر ایشان با پیامبر (ص) نماز می‌خواندند و هیچ‌گاه مورد منع پدر قرار نگرفت.

2- مسلمان شدن حمزه، سبب ابراز خوشحالی ابوطالب (ع) گردید و شعری در این زمینه سرود.

3- ایشان فاطمه بنت اسد را به اسلام دعوت کرد. چطور می‌شود که زن و فرزند کسی ایمان بیاورند و شعری در این زمینه بسراید ولی خودش ایمان نیاورد.

4- همچنین کمک مالی که در شعب به پیامبر (ص) کردند و دفاعی که از ایشان صورت دادند از دیگر شواهد ما است. اگر کسی به دیگری ایمان نداشته باشد از او دفاع نمی‌کند. خویشاوندی نمی‌تواند به این مقدار قوی باشد که انگیزه‌ای برای دفاع گردد.

اشعار و گفتارهای ابوطالب (ع)

چند دیوان شعر به ایشان منسوب است و نمی‌گویم که همه این انتساب‌ها درست است ولی در این‌که ایشان شاعر زبردستی بوده است شکی نیست. سخنان و اشعاری که در تائید پیامبر (ص) از ایشان نقل شده است در منابع معتبری آمده است و متجاوز از هزار بیت است. دیوان او را افراد مختلف جمع‌آوری کرده‌اند.

شعر ایشان در دفاع از پیامبر (ص) به قصیده لامیه معروف است.

دیدگاه معصومان در مورد ایشان

امام صادق (ع) فرمودند: مثل ابوطالب (ع) مثل اصحاب کهف است در این‌که ایمانش را مخفی می‌کرد. خود پیامبر (ص) اسلام در مرگ او گریستند و فرمودند: من کودک بودم عمویم مرا پروراند. یتیم بودم مرا سرپرستی کرد و در بزرگی مرا یاری نمود. خداوند به جهت من تو را سزای نیک دهد.

تعابیری از امام علی (ع) در مورد ایشان نقل شده است. آمده است که اگر ایمان همه مردم در یک کفه ترازو و ایمان ابوطالب (ع) در کفه دیگر باشد کفه ابوطالب (ع) برتری دارد.

در این‌که ابوطالب (ع) اظهار ایمان آشکارا نکرده است تردیدی نیست. او در نماز پیامبر (ص) شرکت نکرده است. این‌ها به خاطر جنبه حفظ حمایت و وجه الجمع بودن ایشان است که بتواند از پیامبر (ص) دفاع کند. ده سال تلاش کرد تا بتواند از پیامبر (ص) دفاع کند؛ البته نه مانند ابولهب بود که انکار کرد و نه مثل حمزه که آشکارا ایمان آورد. اگر بنا بود که مسأله خویشاوندی مطرح باشد باید ابولهب نیز ایمان می‌آورد.

فکر می‌کنم ایشان قربانی اختلافات مذهبی بعد از اسلام شده است و به یک شکلی خواسته‌اند این مسأله را به‌عنوان یک نقطه منفی در زندگی حضرت ابوطالب (ع) و کارنامه امام علی (ع) ثبت کنند.

سؤال: فرمودید حضرت ابوطالب (ع) غریب هستند. چه توصیه‌ای به اهالی تاریخ در مورد این شخصیت دارید؟

حتی ابن ابی الحدید می‌گوید تردیدی نیست که اگر این پدر و پسر نبودند اسلام رشد نمی‌کرد. نقش ابوطالب (ع) را در گسترش و رشد اسلام نمی‌توان انکار کرد. شواهدی داریم که پیامبر (ص) از برخی مشرکین به دلیل صفت مثبتی تقدیر کردند؛ مثلاً ابوالبختری که در بدر با پیامبر (ص) جنگیده است ولی رسول خدا (ص) فرمودند که اگر بر او دست یافتید او را نکشید. علت را پرسیدند ایشان فرمودند: به این دلیل که او به ما توهین نمی‌کرد و انسان با ادبی بود. یا در برخی از نقل‌ها آمده است که پیامبر (ص) فرمودند اگر فلان شخص که در مکه به من امان داد از من می‌خواست اسرای بدر را آزاد می‌کردم.

حس تقدیر از کسی که خدمتی کرده است بسیار مهم است. تردیدی در نقش حضرت ابوطالب (ع) در گسترش اسلام نیست.

وقتی عهدنامه‌ای که مشرکین نوشتند و به پیامبر (ص) خبر داده شد که موریانه عهدنامه را خورده است ابوطالب (ع) گفت که من به آن‌ها خبر می‌دهم. اگر او به این مسأله ایمان و باور نداشت چنین اقدامی نمی‌کرد؛ زیرا اگر یک درصد هم تردید داشت چنین کاری نمی‌کرد.

یک درد دل دارم و آن این‌که اخیراً باب شده است که هر بحثی را مطرح می‌کنیم می‌گویند که شواهد شما از منابع اهل سنت کجا است؟ مگر همه‌چیزهایی که اهل سنت نقل می‌کنند شواهدش را می‌آورند؟ وقتی شیخ مفید و برخی بزرگان ما نقل کرده‌اند چه داعیه‌ای داریم که از اهل سنت شاهد بیاوریم؟ مثلاً در مورد شهادت حضرت زهرا (س) شواهدی را از اهل سنت مطالبه می‌کنند. من اصل این تفکر را قبول ندارم.

الآن برادران اهل سنت قائل به خلافت و عدالت صحابه هستند. مگر برای این مسائل در منابع ما شاهدی دارند که به آن اعتقاد دارند؟ این یک نوع خودباختگی و منابع باختگی و از دست دادن پشتوانه منابع شیعی است. وقتی بزرگان ما در مورد ایمان ابوطالب (ع) بحث کرده‌اند دیگر چه نیازی است که به منابع اهل سنت مراجعه کنیم؟

قبول دارم که در منابع تاریخی، کهن بودن منبع مهم است. ولی گاهی اوقات یک مطلبی در کافی کلینی یا در ارشاد شیخ مفید آمده است و یک کتابی هم‌زمان با او یا بعد از او انکار کرده است. ما این را می‌پذیریم. این نکته‌ای بود که دوستان تاریخی باید به آن توجه داشته باشند.

اما کاری که دوستان در مورد حضرت ابوطالب (ع) باید انجام بدهند:

1-   برگزاری لجنه های علمی و گفتمان‌های عالمانه در مورد شخصیت و ایمان ابوطالب (ع)؛

2-   به تجلیل و تکریم از این شخصیت در مناسبت‌های مختلف مانند وفات ایشان و حتی 13 رجب بپردازند. من در روز میلاد امام علی (ع) مقید هستم در این زمینه هم صحبت کنم. بهانه‌ای برای پیش کشیدن این بحث‌ها قرار بدهند.

نظر خود را با ما در میان بگذارید.

برای ارسال نظر وارد شوید.

جستجو

رونمایی از سایت دانشنامه اهل‌بیت (ع)

سایت دانشنامه اهل‌بیت (ع) به مناسب نیمه شعبان سالروز ولادت...

نشست علمی « نقش قبایل عربی در شکل گیری سقیفه» برگزار می شود

آقای دکتر محمد الله اکبری روز چهارشنبه 3 خرداد 96...

حدیث 162

لقمان حکیم : لاِبنِهِ : يا بُنَيَّ، ايّاكَ وكَثرَةَ الضِّحكِ؛...