روح سادهزیستی در زندگی پیامبر (ص)
21 آذر 1394
انتخاب و اعزام رسولانی از سوی خداوند ازآنروست که بتوانند سرمشق برای امتها باشند؛ چراکه مهمترین و مؤثرترین بخش تبلیغ و دعوت پیامبران، دعوتهای عملی آنهاست. آنها باید «اسوه ناس» باشند.
بنابراين بهرهگيري از سيره عملي حضرت رسول اكرم (ص) كه بهترين بندگان خدا بود و بهصراحت قرآن ميتواند اسوه حسنهاي براي همه بشريت باشد، بايد همواره سرمشق و الگوي ما باشد.
آشنایی با اهلبیت (ع)
در گفتوگو با حجتالاسلاموالمسلمین دكتر محمدرضا جباري، استاد مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره) به معرفي اين سيره ميپردازيم.
عرفان و عبادت از مهمترين محورهاي بحث در سيره نبوي (ص) است. عبادت، فرع و مترتب بر معرفت است و از همين روي، پیامبر اعظم (ص) تحت تربيت الهي مسير كسب معرفت را چنان طي كرد كه آماده پذيرش رسالت عظيم الهي شد. آن حضرت كه بهصراحت قرآن، بشري همانند ديگران معرفیشده، چگونه به اين مقامات رسيد؟
جلوههاي عبادت در سيره پيامبر اعظم (ص) در نماز و ذكر، تهجد و نوافل، روزه، اعتكاف و حج رخ نموده است. نماز ايشان كه آنها نور چشم خود ميخواندند، همراه بود با اوج توجه و حضور دل. حضرت رسول (ص) بر تهجد و نوافل نيز اهتمام خاصي داشتند. همچنين عبادات سنگين و طولاني همراه با فراهمسازي لوازم و مقدمات آن از قبل و نيز آداب خاصي چون تقسيم نماز بر ساعات شب، بيداري پس از ثلث يا نصف شب و قرائت قرآن و مناجات، در گزارشهاي مربوط به سيره عبادي آن حضرت به چشم ميخورد.
پس ميتوان سيره عبادي حضرت را يكي از مهمترين محورهاي سيره نبوي دانست؟
سيره عبادي پيامبر عظيمالشأن اسلام (ص) از مهمترين محورهاي مطرح در سيره نبوي (ص) است؛ چراکه ميتوان عبادت و عرفان را غایت حركت انسان، بهويژه پيامبر اكرم (ص) در سير معنوي دانست. اهميت بعد عرفان و عبادت، مربوط به ارتباط اين دو امر باهدف نهايي و متعالي خلقت انسانهاست. بر اساس گفته الهي در آيه نوراني «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاّ لِيعْبُدُون» هدف از خلقت بخش تكليفمدار هستي، يعني انسان و جن، عبادت است و عبادت نيز بدون معرفت ارزشي ندارد و عبادتِ موردنظر اين آيه نيز عبادتي قرين و ملازم با معرفت است؛ بدين معنا كه هر درجه از عبوديت، درجهاي از معرفت را ميطلبد و با هر عبادت عارفانه، درجهاي برتر از معرفت به دست ميآيد. اين روند رو به كمال و رشد تا بالاترين مراحل امكان معرفت ادامه مييابد و بهاینترتیب، مفهوم سخن برخي مفسران كه «ليعبدون» را در آيه يادشده «ليعرفون» معنا كردهاند، روشن ميشود.
با آنچه گفتيد روشن شد كه معرفت و بصيرت ازنظر رتبه، مقدم بر عبادت و عبوديت است و عبادت بيمعرفت و شناخت چندان ارزشي ندارد زيرا تا عبد، شناختي هرچند اندك به آنچه ميپرستد نيابد، عبادتش جز كاري لغو، بيمبنا، بيهدف يا تقليدي صرف نيست و عبادتكنندگاني كه اینچنین هستند همواره در روايات ملامت شدهاند و درجه عبادتشان بر اساس درجه عقل و معرفتشان محك خورده است.
عبادت نبوي (ص) عبادتي بود همراه با بالاترين درجات معرفت به معبودِ هستي؛ و اين سير معرفتي با زمينههاي تربيت نبوي (ص) از دوران كودكي ايشان توسط برترين ملك الهي ادامه يافت و سرانجام بااتصال نبي اكرم (ص) به منبع وحي الهي پس از رسالت به اوج رسيد. پس از مرتبه معرفت، نوبت به ذكر و حضور دل ميرسد و نيز توجه دائم به منبع عظيم هستي و با اين توجه و حضورِ دل، اعضا و جوارح نيز در مراتب بعدي همراه شده، عبادات جارحهاي قرين عبادات جانحهاي ميشوند. پيامبر اكرم (ص) خود، معرفت را سرمايه اصلي خويش معرفي ميفرمودند و چنانکه گذشت، خداوند متعال مسيري رو به كمال را براي فزوني معرفت آن حضرت ترسيم كرده بود. رخدادِ بعثت براي آن حضرت، همراه بود با پيدايش درجه والايي از معرفت در باب هستي؛ بهگونهاي كه با كنار رفتن پردهها از مقابل ديدگان حقيقتبين آن حضرت، حقايق هستي براي روح متعالي ايشان منكشف و متجلي شد. بنابر روايتي از امام صادق (ع)، هنگامیکه از آن حضرت پرسيدند پيامبران چگونه به رسالت خويش پي ميبرند؟ فرمودند: «پرده از مقابل ديدگانشان كنار ميرود».
سيره آن حضرت در مسائل و اعمال روزانه، مانند غذا خوردن چگونه بود؟
در برخي روايات به نقش ابزاري خوردن در راستاي عبادت و انجام فرايض و تكاليف اشاره شده است. در روايتي از پيامبر اكرم(ص) چنين نقل شده است كه به خداوند عرضه داشتند: «در نان به ما بركت عطا كن و بين ما و نان جدايي ميفكن؛ چرا كه اگر نان نباشد قادر به اداي نماز و گرفتن روزه و انجام فرايض پروردگارمان نخواهيم بود.»
مسلماً پرسش ديگر درباره سيره نبوي در خوردن و آشاميدن، مربوط به نوع غذاي آن حضرت است. نوع غذاي آن حضرت چگونه بود؟
روح سادهزيستي در پيامبر اكرم (ص) مانع از آن بود كه بر سر سفره غذاي آن حضرت بيش از يك نوع غذا يافت شود. زهد مثبت در سيره معصومان (ع) و اولياي صالح خداوند عبارت از همين است كه با وجود دسترسي به مواهب دنيوي جز در حد ضرورت، از آنها چشمپوشي ميكردند؛ پيامبر اكرم(ص) سرّ اين اقدام خويش را تواضع در برابر خدا معرفي ميكند و اين، جلوهاي ديگر از صفت تواضع است كه عبارت از تواضع در برابر خداست. افراد متكبر و دنيازده با گردنكشي و روحیه طلبکارانه در برابر خداوند ظاهر شده و نعمتهاي الهي را بيتوجه به منعم مصرف ميكنند، درحاليكه بندگان حقيقي خداوند با اظهار كوچكي و تواضع در برابر خداوند، خود را مستحق كوچكترين نعمتها نديده و درصدد افزونخواهي همراه با ناسپاسي نيستند؛ توصيه كلي پيامبر اكرم(ص) در اين حديث، به اعتدال و ميانهروي در زندگي و ترك تبذير است.
اولياي دين و نيز حكيمان، همواره به کم خوری و پرهيز از پرخوري سفارش اكيد داشتهاند. اين مسئله امروزه نيز مورد تأكيد پژوهشگران علوم پزشكي بوده و بهعنوان راز سلامت و پيشگيري از بيماريها مطرح است. در روايت كليني از امام باقر (ع) آمده است: «چيزي نزد خداوند، مبغوضتر و ناپسندتر از شكم پر نيست». در روايتي ديگر از آن حضرت آمده است: «آنگاهکه شكم پر شود، ره طغيان در پيش گيرد»؛ و به گفته برخي حكما: «زياد نخوريد تا زياد بنوشيد تا زياد بخوابيد تا زياد حسرت بخوريد». در روايات نبوي نيز بر اين امر تأكيد شده است. آن حضرت، پرخوري را موجب فساد بدن، بروز بيماري، كسالت در عبادت، قساوت و مردن قلب، دوري از خدا، مبغوض خداوند واقعشدن و ضرر زدن به دين فرد دانسته و از ويژگيهاي افراد كافر و منافق معرفي فرمودهاند.
مسلماً حضرت، جز در حالت گرسنگي اقدام بهصرف غذا هم نميكردند؟
بله! حضرت جز بهوقت گرسنگي و احساس نياز بدن، اقدام بهصرف غذا نميكرده است. در روايتي از آن حضرت نقل شده است كه فرمودند: «بخور درحاليكه اشتها به خوردن داري و دست بكش درحاليكه هنوز اشتها به خوردن داري»؛ و بنا به نقل انس بن مالك: «هيچگاه در روز يا شب، آن حضرت گوشت يا نان مصرف نكرد مگر هنگامیکه بدن نياز به آن داشت».
بنابر بعضي روايات، معصومان (ع) 2 وعده غذايي را در طول شبانهروز سفارش ميكردند و از صرف غذا بين آن 2 وعده، نهي ميكردند و از برخي روايات، برمیآید كه معصومان (ع) تأكيد بر آن داشتند كه افراد، شبهنگام چيزي خورده و بخوابند، ولو بسيار اندك باشد.
تقسيم غذا با ديگران و گشادهدستي و بخشندگي حضرت هم نمايان و مشهور بود؟
بخش ديگري از روايات سيره نبوي(ص) در باب خوردن و آشاميدن، از آن حكايت دارد كه پيامبر (ص) در حد امكان، بهتنهايي غذا نميخورد و ميفرمودند: «آيا شما را از بدترينتان خبر دهم؟ كسي كه بهتنهایی بخورد و بردهاش را بزند و مهمانش را رد كند». آن حضرت، غذا خوردن جمعي، حلال بودن غذا و گفتن بسمالله در ابتدا و حمد خدا در پايان را از اسباب كمال در غذا خوردن معرفي و نيز ميفرمودند: «بهترين غذاها نزد خداوند آن است كه دستان زيادي آن را بخورند». رواياتي حاكي از آن است كه پیامبر اکرم (ص) بهوقت خوردن، به حال تواضع و همچون برده و بدون تکیه و بيشباهت به وضع نشستن ملوك و پادشاهان مينشستند.
زينت و آراستگي در سيره حضرت رسول (ص) چه جايگاهي داشت؟ مشهور است كه حضرت به استفاده از مسواك و عطر بسيار اهتمام داشتند و اين توجه به شرايط آن دوران جايگاه خاصي دارد چون عموم مردم به آن شرايط عادت كرده بودند و بهاصطلاح خودمان به خودشان نميرسيدند.
پيامبر اكرم (ص) بهعنوان بهترين الگو براي همه ابعاد موردنیاز حيات انساني، علاوه بر زيبايي دروني، توجه زيادي به زيبايي، زينت و جمال ظاهري داشتند. بنابر روايات سيره، هر آنچه در آن عصر، به گونه متعارف و معتدل، نشان زينت براي مردان بود، پيامبر اكرم (ص) آنها را رعايت ميكردند. براي نمونه، آراسته بودن ظاهر از طريق توجه به لباس، موي سر و محاسن و نگاه به آينه يا آب زلال پيش از خروج از خانه، بهرهگيري از شانه و عطر و خضاب و سرمه و روغن و انگشتر از نمودهاي زينت ظاهري آن حضرت بود.
توجه به وضعيت ظاهر و مرتب كردن آن در خانه يا هنگام خروج از خانه از ديگر مظاهر اخلاق تزيّن در پیامبر اعظم (ص) است. آن حضرت معمولاً با استفاده از آينه، ظاهر خود را مرتب ميكردند و چهبسا- در صورت فقدان آينه- در آب زلال نگاه ميكردند. اين كار، هم در محيط خانه و براي همسران و هم براي خروج از خانه و رفتن نزد اصحاب انجام ميشد. هنگامیکه يكي از همسران حضرت دراینباره به آن جناب عرض كرد: شما بااینکه بهترين خلق الهي و پيامبر او هستيد براي خروج از خانه بر آب نظر ميكنيد؟! فرمودند: «خداوند دوست دارد كه بندهاش بهوقت حضور نزد برادرانش خود را آماده و متزين كند». ازاینرو، آن حضرت حتي در سفرها نيز آينهاي همواره به همراه داشتند.
عطر زدن و خوشبو بودن را ميتوان از مهمترين نمودهاي اخلاق تزين به شمار آورد كه بهصورت طبيعي براي همه افراد مطلوب است. اين ويژگي نيز يكي از سنن و خصلتهاي انبيا و ازجمله پيامبر اكرم (ص) معرفي شده است. التزام پیامبر اکرم (ص) به عطر و خوشبو بودن بهقدری بود كه كساني كه مدت مديدي با آن حضرت معاشرت داشتهاند اذعان كردهاند همواره آن حضرت را خوشبو يافتهاند. پيامبر اكرم (ص) بيش از پولي كه صرف غذا ميكردند صرف خريد عطر ميكردند. آن حضرت از ميان عطرها، بيش از همه، «مُشك» را دوست ميداشتند، بهگونهاي كه آثار استفاده از مُشك در موهاي ايشان مشاهده ميشد.
آن حضرت از عود و عنبر نيز بهره ميجستند و اين سه، ازجمله عطرهايي بودند كه مردان از آنها استفاده ميكردند؛ زيرا رنگ نداشتند و معروف به «ذكورالطيب» (عطر مردان) بودند. از خود آن حضرت دراینباره نقل شده كه فرمودند: «عطر مردان بوي آشكار و رنگ پنهان دارد و عطر زنان رنگ آشكار و بوي پنهان» «غاليه» نيز از عطرهاي مورداستفاده حضرت بود كه گاه همسران ايشان، حضرت را بدان خوشبو ميساختند.
منبع: همشهری آنلاین
جستجو
امام هادى (ع) : مَن رَضِيَ عَن نَفسِهِ كَثُرَ السّاخِطونَ...
اين كتاب كه به همت گروه تاريخ و سيره پژوهشكده...
جدیدترین شماره فصلنامه پژوهشهای نهجالبلاغه به صاحب امتیازی بنیاد نهجالبلاغه...
نظر خود را با ما در میان بگذارید.
برای ارسال نظر وارد شوید.